السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )
315
تحرير الوسيله ( فارسى )
اخبار براى غير تزويج و براى غير زوج ، تدليس تحقق پيدا نمىكند . و ظاهر آن است كه با سكوت از عيب هم با علم به آن و مخفى بودن آن از زوج و اعتقاد او به اينكه عيب ندارد ، تدليس تحقق پيدا مىكند . مسأله 12 - كسى كه تدليس او موجب رجوع در گرفتن مهر از او مىشود ، كسى است كه تزويج به او استناد دارد ؛ از قبيل ولىّ شرعى يا عرفى زن مانند پدر و جد و مادر و برادر بزرگ و عمو و دايىاش ، از كسانى كه فقط با رأى آنها اقدام مىكند و متصدى تزويج او مىشوند و در تزويج او در عرف و عادت به آنها رجوع مىشود و ظاهراً بعضى از بيگانهها مثل آنها مىباشند از كسانى كه شديداً با او ارتباط و علاقه دارند به طورى كه فقط به رأى آنها تسليم مىشود و در امور مهمّ او ، مورد مراجعه مىباشند و در آنچه كه مربوط به زن است به آنها اعتماد مىشود ، بلكه بعيد نيست كسى كه نزد هر دو طرف در رفت و آمد است و در ايجاد وسائل ائتلاف بين آنها ، تلاش مىكند به كسانى كه ذكر شد ، ملحق شود . مسأله 13 - همانطور كه تدليس در عيوبى كه موجب خيار فسخ است مانند ديوانگى و كورى و غير اينها تحقق مىيابد ، همچنين در مطلق نقصها مانند يك چشم بودن و مانند آن با مخفى نمودن آن تحقق پيدا مىكند . و همچنين در صفات كمال مانند شرف و حسب و نسب و جمال و بكارت و غير اينها ، به اينكه زن را به اين صفات توصيف كند با اينكه فاقد آنها مىباشد . و اولى - يعنى تدليس در عيوبى كه موجب خيار است - اثرى ندارد ، مگر اينكه زوج در گرفتن مهر به تدليسكننده رجوع كند ، چنان كه گذشت ، ولى خيار ، فقط به خاطر خود وجود عيب است ( نه تدليس ) . و اما دومى - و آن تدليس در بقيّهء انواع نقص و در صفت كمال است - پس موجب خيار فسخ است در صورتى كه نداشتن نقص يا وجود صفت كمال به طور اشتراط در عقد ذكر شده باشند و توصيف زن به آن در عقد ملحق به اشتراط است اگر چه به صورت و عبارت شرط كردن نباشد ، مانند اينكه بگويد : « زوجتك هذه الباكرة او غير الثيبة » . بلكه ظاهر آن است كه اگر او را به صفت كمال يا نداشتن نقص قبل از عقد در وقت خواستگارى و گفتگو ، توصيف نمايد ، سپس ازدواج را بر